<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مجله پژوهش در متابولیت‌های  گیاهی</title>
    <link>https://jrpsm.asnrukh.ac.ir/</link>
    <description>مجله پژوهش در متابولیت‌های  گیاهی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 21 Jan 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 21 Jan 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی اثرات نانوذرات اکسید مس بر القای تنش اکسیداتیو و تحریک بیوسنتز متابولیت‌های ثانویه در کشت سوسپانسیون سلولی Artemisia annua L.</title>
      <link>https://jrpsm.asnrukh.ac.ir/article_242976.html</link>
      <description>متابولیت‌های ثانویه گیاهی به‌عنوان ترکیبات زیست‌فعال و ارزشمند در صنایع دارویی، غذایی و آرایشی شناخته می‌شوند. محدودیت‌های موجود در تولید طبیعی این متابولیت‌ها، همراه با خطرات اکولوژیکی ناشی از برداشت بیش‌ازحد گیاهان دارویی، به‌کارگیری رویکردهای زیست‌فناورانه مانند کشت بافت و سلول گیاهی و تحریک مسیرهای بیوسنتزی را به یک ضرورت پژوهشی و صنعتی تبدیل کرده است. این مطالعه با هدف بررسی اثرات غلظت و زمان انکوباسیون نانوذرات اکسید مس سنتزشده به‌روش سبز بر پاسخ‌های اکسیداتیو و تجمع ترکیبات فنولی و فلاونوئیدی در کشت سوسپانسیون سلولی Artemisia annua L. انجام شد. سلول‌ها با سه غلظت نانوذره (۰، ۲۰ و ۴۰ میکروگرم بر میلی‌لیتر) در سه دوره انکوباسیون (۲۴، ۴۸ و ۷۲ ساعت) تیمار شدند و میزان H₂O₂، فعالیت‌های کاتالاز، آسکوربات پراکسیداز و گایاکول پراکسیداز و همچنین محتوای کل فنول‌ و فلاونوئید اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد که غلظت ۲۰ میکروگرم بر میلی‌لیتر موجب افزایش کنترل‌شده H₂O₂، افزایش فعالیت کاتالاز و آسکوربات پراکسیداز و بیشترین تجمع فنول‌ها و فلاونوئیدها در ۷۲ ساعت شد. تیمار با ۴۰ میکروگرم بر میلی‌لیتر نانوذرات در ۲۴ ساعت اثر تحریک‌کنندگی داشت؛ اما تیمار طولانی‌مدت در این غلظت باعث تشدید تنش اکسیداتیو و کاهش قابل‌توجه محتوای فنول‌ها و فلاونوئیدها گردید. الگوهای مشاهده‌شده نشان می‌دهد که تنش اکسیداتیو و تجمع H₂O₂ می‌تواند در پاسخ‌های دفاعی و تنظیم مسیرهای بیوسنتزی نقش داشته باشد. این یافته‌ها اهمیت کنترل دقیق غلظت نانوذرات و مدت تیمار را برای بهره‌گیری از اثرات محرک و جلوگیری از آسیب اکسیداتیو برجسته می‌کند و ظرفیت سیستم‌های کشت سلولی گیاهی را برای تولید متابولیت‌های ثانویه نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرتعدیلی عصاره جلبک سبزUlva fasciataL. برپاسخ‌های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گندم در مواجهه با تنش فلز سنگین سرب</title>
      <link>https://jrpsm.asnrukh.ac.ir/article_242977.html</link>
      <description>آلودگی خاک با فلزات سنگین، به‌ویژه سرب، از چالش‌های مهم زیست‌محیطی است که با ایجاد تنش اکسیداتیو و اختلال در فرآیندهای فیزیولوژیکی، رشد و عملکرد گیاهان را کاهش می‌دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر غلظت‌های مختلف (صفر، 5/2، 5، 5/7 و 10 درصد حجمی/ حجمی) عصاره جلبک سبزUlva fasciata L. به عنوان یک محرک زیستی طبیعی بر برخی ویژگی‌های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاه Triticum aestivumتحت تنش سرب (صفر، 15، 45 و 75 ppm) انجام شد. آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. داده‌ها با نرم‌افزارSAS تجزیه‌وتحلیل آماری شدند و مقایسه میانگین‌ها با آزمون چنددامنه دانکن در سطح احتمال 01/0 &amp;amp;gt;P انجام گرفت.تیمار گیاهان با نیترات سرب موجب کاهش سطح برگ، محتوای رنگدانه‌های فتوسنتزی و پروتئین کل و افزایش میزان مالون‌دی‌آلدئید (MDA)، پرولین و کربوهیدرات‌های محلول گردید که بیانگر بروز تنش اکسیداتیو بود. در مقابل، کاربرد عصاره جلبک به‌ویژه در غلظت 10 درصد، اثرات منفی سرب را تعدیل نموده و موجب افزایش رنگدانه‌های فتوسنتزی، پروتئین کل و فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی شامل کاتالاز، پراکسیداز و آسکوربات پراکسیداز گردید. به نظر می‌رسد ترکیبات زیست‌فعال عصاره جلبک از طریق تحریک سامانه آنتی‌اکسیدانی و بهبود فرآیندهای فتوسنتزی، نقش مؤثری در افزایش تحمل گیاه به تنش فلزات سنگین دارند. بر این اساس، عصاره جلبک U. fasciata می‌تواند به عنوان محرک زیستی سازگار با محیط زیست در بهبود رشد و مقاومت گیاهان زراعی در خاک&amp;amp;shy;های آلوده به فلزات سنگین مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر محلول&amp;shy;پاشی اسید هیومیک و سیلیکون روی برخی خصوصیات کمی و کیفی بابونه (Matricaria chamomilla L.) در شرایط تنش شوری</title>
      <link>https://jrpsm.asnrukh.ac.ir/article_242978.html</link>
      <description>به منظور بررسی اثر محلول&amp;amp;shy;پاشی اسید هیومیک و سیلیکون بر برخی خصوصیات کمی و کیفی بابونه تحت تنش شوری، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی مجتمع آموزش عالی نهاوند در سال 1403 اجرا شد. فاکتورهای مورد بررسی شامل تنش شوری در سه سطح (صفر، 50 و 100 میلی&amp;amp;shy;مولار)، محلول&amp;amp;shy;پاشی اسید هیومیک در سه سطح (صفر، 5/0 و 5/1 گرم در لیتر) و محلول&amp;amp;shy;پاشی سیلیکون در سه سطح (صفر، 5/1 و 3 میلی&amp;amp;shy;مولار) بود. صفاتی که در این آزمایش مورد اندازه&amp;amp;shy;گیری قرار گرفتند، عبارت بودند از: محتوای کلروفیل a و b ، وزن تر و خشک گل، ارتفاع گیاه، قطر کاپیتول، محتوای فنل و فلاونوئید کل. نتایج، بیانگر تأثیر مثبت کاربرد اسید هیومیک و سیلیکون بر اکثر صفات مورد بررسی بود، به طوری که بیشترین میزان کلروفیل a (04/1 میلی&amp;amp;shy;گرم بر گرم) و بیشترین میزان کلروفیل b (55/0 میلی&amp;amp;shy;گرم بر گرم) در شوری 50 میلی&amp;amp;shy;مولار و با استفاده از 5/0 گرم در لیتر اسید هیومیک و بدون کاربرد سیلیکون مشاهده شد. بیشترین مقادیر ارتفاع گیاه (41 سانتی&amp;amp;shy;متر) و قطر کاپیتول (28/8 میلی&amp;amp;shy;متر)، با کاربرد 50 میلی&amp;amp;shy;مولار شوری و استفاده همزمان از 5/0 گرم در لیتر اسید هیومیک و 3 میلی&amp;amp;shy;مولار سیلیکون به دست آمد. درصد افزایش این صفات در مقایسه با عدم کاربرد اسید هیومیک و سیلیکون در همان سطح شوری، به&amp;amp;shy;ترتیب 39/24 و 55/23 درصد بود. بیشترین میزان فنل کل (07/13 میلی&amp;amp;shy;گرم اسید گالیک بر گرم عصاره) و فلاونوئید کل (66/26 میلی&amp;amp;shy;گرم روتین بر گرم عصاره)، در سطح شوری 100 میلی&amp;amp;shy;مولار، 5/1 میلی&amp;amp;shy;مولار سیلیکون و بدون استفاده از اسید هیومیک به دست آمد. با کاربرد همزمان اسید هیومیک و سیلیکون، آثار سوء تنش شوری در برخی صفات مانند ارتفاع گیاه و قطر کاپیتول کاهش یافت. بنابراین می&amp;amp;shy;توان کاربرد اسید هیومیک و سیلیکون را به عنوان راهکاری مؤثر برای کاهش اثرات تخریبی تنش شوری پیشنهاد کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرمحلول‌پاشی ملاتونین بر برخی شاخص‌های فیتوشیمیایی و آنتی‌اکسیدانی گلبرگ گیاه گلرنگ (Carthamus tinctorius)</title>
      <link>https://jrpsm.asnrukh.ac.ir/article_242980.html</link>
      <description>ملاتونین به عنوان یکی از تنظیم‌کننده‌های درون‌زاد سلولی شناخته می‌شود که با تأثیر بر فرآیندهای رشد و نمو گیاهان می‌تواند موجب بهبود کمیت و کیفیت محصول شود. با توجه به اهمیت ترکیبات ثانویه‌ی گیاهی و نقش آن‌ها در ویژگی‌های فیزیولوژیکی، هدف از این پژوهش بررسی اثر محلول‌پاشی برگی ملاتونین بر میزان آنتوسیانین‌کل، فنول‌کل، فلاونوئیدکل، ظرفیت مهار رادیکال‌های آزاد گلبرگ‌های گلرنگ (Carthamus tinctorius) بود. مطالعه مزرعه‌ای در فروردین‌ماه سال 1404 در منطقه شهداد، استان کرمان آغاز شد. عملیات محلول‌پاشی برگی بر روی گیاهان گلرنگ، بیست روز پس از کاشت و در مرحله تکمیل غوزه‌ها (قبل از باز شدن گل‌ها) انجام‌شد. تیمارهای آزمایشی شامل آب مقطر (شاهد)، ملاتونین با غلظت 25/0 میلی‌مولار و ملاتونین با غلظت 5/0 میلی‌مولار بودند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از طرح کاملاً تصادفی و در سه تکرار صورت گرفت. نتایج نشان داد که محلول‌پاشی برگی ملاتونین در غلظت‌های 25/0 و 5/0 میلی‌مولار موجب افزایش معنی‌دار در مقادیر ترکیبات مختلف سنجش شده درگلبرگ‌های گیاه گلرنگ شد (001/0&amp;amp;gt;P). بیشترین میزان این ترکیبات در نمونه‌های تیمار شده با 5/0 میلی‌مولار ملاتونین مشاهده شد که افزایش معنی‌داری نسبت به شاهد داشت. همچنین نمونه‌های تیمار شده با ملاتونین 25/0 میلی‌مولار هم مقادیر هر یک از ترکیبات را نسبت به شاهد افزایش نشان داده‌اند (001/0&amp;amp;gt;P). بر اساس یافته‌های این تحقیق، محلول‌پاشی با ملاتونین در غلظت 5/0 میلی‌مولار به‌عنوان روشی مؤثر برای افزایش ترکیبات فنولی، فلاونوئیدی، آنتوسیانینی و ظرفیت آنتی اکسیدانی درگلبرگ‌های گیاه گلرنگ پیشنهاد می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر محلول پاشی برگی سالیسیلیک اسید بر برخی شاخص‌های رشدی و محتوای آنتی‌اکسیدان‌های غیرآنزیمی گیاه شیرین بیان (Glycyrrhiza glabra L.) تحت تنش UV-B</title>
      <link>https://jrpsm.asnrukh.ac.ir/article_242982.html</link>
      <description>شیرین‌بیان (Glycyrrhiza glabra. ) به دلیل تولید متابولیت‌های ثانویه در صنایع مختلف کاربرد دارد. تنش پرتو فرابنفش نوع (UV-B) می‌تواند رشد و متابولیسم گیاه را مختل کند، در حالی که سالیسیلیک اسید به عنوان تنظیم‌کننده رشد، تحمل گیاه به تنش را بهبود می‌بخشد. این مطالعه با هدف بررسی اثرات UV-B و محلول&amp;amp;shy;پاشی سالیسیلیک اسید بر ویژگی‌های رشدی و آنتی‌اکسیدانی غیرآنزیمی شیرین‌بیان به&amp;amp;shy;صورت فاکتوریل در قالب کاملاً تصادفی با سه تکرار در سال ۱۴۰۲-۱۴۰۳ در دانشگاه ارومیه انجام شد. بذرها پس از آماده‌سازی و جوانه‌زنی در گلدان کاشته شده و در مرحله ۵-۶ برگی، تحت تیمارهای سالیسیلیک اسید (۰، ۱ و ۲mM ) به‌صورت محلول‌پاشی و تنش UV-B (نیم ساعت روزانه) به مدت دو هفته قرار گرفتند. صفات رشدی (وزن تر و خشک ریشه و برگ) و فیتوشیمیایی (محتوای فنل، فلاونوئید، آنتوسیانین و فعالیت آنتی‌اکسیدانی FRAP) ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که UV-B به‌طور معنی‌داری وزن تر ریشه و برگ و وزن خشک ریشه و برگ را کاهش (به ترتیب ۶۷٪، ۶۸٪، % 6/64 و % 5/37 نسبت به شاهد)، اما محتوای فنل و فلاونوئید کل را افزایش داد. کاربرد سالیسیلیک اسید، به‌ویژه در غلظت mM 2، این اثرات را تعدیل کرد و وزن تر و خشک برگ و ریشه را بهبود بخشید. همچنین، سالیسیلیک اسید در ترکیب با UV-B محتوای فنل ریشه را به طور معنی&amp;amp;shy;داری افزایش داد (%130)، که منجر به افزایش فعالیت آنتی‌اکسیدانی FRAP گردید. &amp;amp;nbsp;فعالیت آنتی اکسیدانی برگ (%158) و ریشه (%130) به طور معنی&amp;amp;shy;داری تحت تیمار ترکیبی سالیسیلیک اسید و UV در مقایسه با شاهد افزایش یافت. آنتوسیانین برگ تحت تیمار سالیسیلیک اسید به‌طور معنی‌دار افزایش یافت. این یافته‌ها نشان‌دهنده نقش سالیسیلیک اسید در کاهش اثرات منفی UV-B و تقویت سیستم دفاعی آنتی‌اکسیدانی شیرین‌بیان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهینه‌سازی زمان کاشت و تراکم بوته برای حداکثرسازی محتوای ایندیگوکارمین و بهبود صفات فتوسنتزی گیاه دارویی-صنعتی نیل (Indigofera tinctoria L.) تحت شرایط اقلیمی خوزستان</title>
      <link>https://jrpsm.asnrukh.ac.ir/article_242983.html</link>
      <description>گیاه نیل (Indigofera tinctoria L.) یکی از مهم‌ترین گیاهان دارویی-صنعتی است که به‌دلیل داشتن رنگدانه ایندیگو کارمین و ترکیبات فنولی ارزشمند، کاربردهای متعددی در صنایع داروسازی و رنگرزی دارد. این گیاه به‌ عنوان یک منبع طبیعی رنگزا، علاوه بر ارزش اقتصادی بالا، از تحمل نسبی به تنش‌های محیطی مانند خشکی و گرما برخوردار است. این پژوهش با هدف بررسی اثر زمان کاشت و تراکم بوته بر صفات فتوسنتزی و محتوای ایندیگو کارمین گیاه نیل در هنرستان کشاورزی شهید باهنر شوشتر در قالب طرح کرت‌های یک‌بار خردشده بر پایه بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار و در دو سال زراعی (1401&amp;amp;ndash;1402) اجرا گردید. تیمارها در سال اول شامل شش تاریخ کاشت (9 و 29 اردیبهشت، 18 خرداد، 7 و 27 تیر، 16 مرداد) و چهار تراکم بوته (30، 40، 50 و 60 بوته در متر مربع) بودند که در سال دوم، دو تاریخ کاشت (27 تیر و 16 مرداد) حذف و تنها چهار تاریخ کاشت (9 و 29 اردیبهشت، 18 خرداد و 7 تیر) در کنار چهار سطح تراکم مورد آزمایش قرار گرفتند. تجزیه واریانس داده‌ها نشان داد که تاریخ کاشت، تراکم بوته و اثر متقابل آن‌ها بر تمامی صفات کیفی در سطح ۱٪ معنی‌دار بودند. نتایج مقایسه میانگین‌ها نشان داد که کاشت در اوایل فصل بهار (9 اردیبهشت) بیشترین مقادیر را برای کلروفیل a، کلروفیل b و کلروفیل&amp;amp;shy;کل (82/1 ،73/0 و 55/2 میلی&amp;amp;shy;گرم برگرم) و محتوای ایندیگو کارمین (91/5 گرم بر مترمربع) فراهم کرد. در مقابل، تأخیر در کاشت، به‌ویژه در ماه‌های گرم سال، باعث کاهش معنی‌دار تمامی صفات کیفی شد. همچنین، تراکم 40 بوته در متر مربع به‌عنوان بهینه‌ترین سطح تعیین شد که در آن بالاترین مقادیر شاخص‌های فتوسنتزی و محتوای ایندیگو کارمین مشاهده شد. همبستگی مثبت و معنی‌دار بین کلروفیل‌ها و محتوای ایندیگو کارمین نشان داد که فعالیت فتوسنتزی و تولید متابولیت‌های ثانویه در این گیاه به‌طور مستقیم مرتبط هستند. در مجموع، کاشت زود هنگام در اردیبهشت و استفاده از تراکم 40 بوته در متر مربع به ‌عنوان بهترین تیمار در جهت دستیابی به حداکثر کیفیت و مقدار ایندیگو کارمین پیشنهاد می‌شود . </description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی کارایی سویه‌های اگروباکتریوم (Agrobacterium rhizogenes) و انواع ریز نمونه‌ بر بازده تراریختی و ظرفیت آنتی اکسیدانی ریشه‌های مویین گیاه سنبل‌الطیب (Valeriana officinalis L.)</title>
      <link>https://jrpsm.asnrukh.ac.ir/article_245876.html</link>
      <description>سابقه و هدف: تولید ریشه‌های مویین از طریق آگروباکتریوم‌ریزوژنز، روشی مؤثر و پایدار برای تولید متابولیت‌های ثانویه در گیاهان دارویی است. سنبل‌الطیب (Valeriana officinalis L.) با دارا بودن ترکیبات دارویی ارزشمند همچون والپوتریات‌ها و اسیدهای والرنیک، کاندیدای مناسبی برای مطالعات بیوتکنولوژی است. هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر متقابل نوع ریزنمونه و سویه‌های مختلف آگروباکتریوم‌ رایزوژنز بر شاخص‌های رشدی و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی ریشه‌های مویین این گیاه بود.مواد و روش‌ها: آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با دو فاکتور ریزنمونه (ریشه، ساقه و برگ) و سویه باکتری (MSU، A4، A13 وATCC) انجام شد. بذرهای استاندارد گیاه، در محیط MS کشت شدند. سویه‌های باکتری در محیط LB حاوی ریفامپیسین کشت داده شدند و سوسپانسیون نهایی با غلظت 10⁸&amp;amp;times;1CFU/ml  سلول در میلی‌لیتر در محیط MS مایع تهیه شد. ریزنمونه‌های یکماهه به مدت ۳۰ دقیقه در سوسپانسیون باکتری حاوی ۱۰۰ میلی‌گرم در لیتر استوسیرینگون تلقیح شدند. پس از دوره هم‌کشتی ۴۸ ساعته بر روی محیط MS جامد، باکتری‌های اضافی با شستشو در محیط حاوی سفوتاکسیم حذف شدند. پارامترهای درصد القا، سرعت تشکیل ریشه، تعداد ریشه در هر ریزنمونه و وزن خشک ریشه‌های مویین اندازه‌گیری شدند. تراریختی ریشه‌ها با استخراج DNA و تکثیر ژن rolB  به روش PCR با استفاده از آغازگرهای اختصاصی و برنامه دمایی استاندارد تأیید گردید. فعالیت آنتی‌اکسیدانی عصاره‌های متانولی ریشه‌ها با روش مهار رادیکال DPPH سنجیده شد. داده‌ها با نرم‌افزار SAS تجزیه و تحلیل و مقایسه میانگین‌ها با آزمون دانکن انجام شد.نتایج: نتایج نشان داد که اثر متقابل ریزنمونه و سویه بر تمامی صفات اندازه‌گیری‌شده معنی‌دار بود. بیشترین درصد القای ریشه مویین (٪99/3) در ترکیب ریزنمونه ریشه و سویه MSU حاصل شد و کمترین میزان (٪48/7) متعلق به ساقه تلقیح‌شده با سویه ATCC بود. سریع‌ترین ظهور ریشه‌های مویین (۵ روز پس از تلقیح) در ریزنمونه ریشه و سویه MSU مشاهده شد و کندترین القا (میانگین ۲۶ روز) به ساقه و سویه ATCC تعلق داشت. سویه MSU در تمامی اندام‌ها بیشترین تعداد ریشه (حداکثر ۷ عدد در هر ریز نمونه) را القا نمود. با این حال، بیشترین وزن خشک ریشه‌های مویین (۰.۲۲ گرم) در ریزنمونه برگ و در هر سه سویهMSU ، A4 و A13 به دست آمد. ریشه‌های مویین حاصل از برگ در تمامی سویه‌ها بالاترین فعالیت آنتی‌اکسیدانی (٪64/08 مهار) و ریشه‌های مشتق‌شده از ریزنمونه ریشه کمترین فعالیت (٪36/21) را نشان دادند. حضور باند اختصاصی ۷۸۰ جفت بازی ژن rolB در محصولPCR ، تراریختی موفق تمامی ریشه‌های مورد مطالعه را تأیید کرد.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که انتخاب بهینه‌ی ترکیب ریزنمونه و سویه باکتری، عاملی تعیین‌کننده در موفقیت تراریختی و تولید ریشه‌های مویین در سنبل‌الطیب است. سویه MSU به عنوان کارآمدترین سویه از نظر درصد القا، سرعت تشکیل و تعداد ریشه شناخته شد، در حالی که ریزنمونه برگ برای دستیابی به حداکثر زیست‌توده و فعالیت آنتی‌اکسیدانی برتر بود. این مطالعه گامی مؤثر در جهت استانداردسازی پروتکل تولید ریشه‌های مویین سنبل‌الطیب به عنوان جایگزینی پایدار و مقرون‌به‌صرفه برای استخراج ترکیبات دارویی این گیاه ارزشمند است..</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی متابولیت‌های ثانویه عصاره‌ گیاه پنیرک به روش LC/MS/MS و تأثیر آن بر کیفیت شیر بزهای نجدی شیرده</title>
      <link>https://jrpsm.asnrukh.ac.ir/article_245874.html</link>
      <description>سابقه و هدف: در سال‌های اخیر، استفاده از افزودنی‌های طبیعی و گیاهی در تغذیه دام به‌عنوان جایگزینی ایمن و پایدار برای افزودنی‌های شیمیایی مورد توجه قرار گرفته است. این رویکرد به‌ویژه در نشخوارکنندگان شیرده از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، زیرا کیفیت شیر علاوه بر ترکیب جیره غذایی، به وضعیت آنتی‌اکسیدانی و بار میکروبی آن نیز وابسته است. گیاه پنیرک (Malva sylvestris) بومی مناطق مختلف ایران است که حاوی ترکیبات زیست‌فعال متعددی از جمله ترکیبات فنولی، فلاونوئیدها، آنتوسیانین‌ها و آلکالوئیدها می‌باشد. این ترکیبات دارای خواص آنتی‌اکسیدانی، ضدالتهابی و ضد‌میکروبی بوده و می‌توانند نقش مؤثری در بهبود سلامت دام و کیفیت فرآورده‌های دامی ایفا کنند. اطلاعات محدودی درباره کاربرد تغذیه‌ای عصاره پنیرک بر کیفیت شیر وجود دارد. بنابراین، هدف از این پژوهش شناسایی متابولیت‌های ثانویه عصاره اتانولی گیاه پنیرک با استفاده از روش LC/MS/MS و بررسی اثر افزودن این عصاره به جیره بزهای نجدی شیرده بر ظرفیت آنتی‌اکسیدانی و بار میکروبی شیر بود.مواد و روش‌ها: گیاه پنیرک در مرحله گل‌دهی جمع‌آوری شد. پس از خشک‌کردن نمونه‌ها در سایه، عصاره‌گیری به روش خیساندن (Maceration) با استفاده از اتانول ۷۰ درصد و نسبت ۱۰:۱ (وزن/حجم) به مدت ۲۴ ساعت در دمای اتاق انجام گرفت. پس از صاف‌سازی، حلال با استفاده از دستگاه روتاری اواپراتور تبخیر شد و عصاره نهایی در دمای ۴ درجه سانتی‌گراد برای آنالیز بعدی نگهداری گردید. شناسایی ترکیبات زیست‌فعال عصاره با استفاده از دستگاه LC/MS/MS (Waters، آمریکا) انجام شد. برای جداسازی ترکیبات، از ستون C18 و فاز متحرک شامل اسید فرمیک ۱ درصد در آب و استونیتریل استفاده گردید. داده‌ها با نرم‌افزار MassLynx تحلیل شدند.در بخش دامی آزمایش، ۱۲ رأس بز نجدی شیرده با میانگین وزن ۴ &amp;amp;plusmn; ۲۶ کیلوگرم در قالب طرح کاملاً تصادفی به سه تیمار تقسیم شدند: گروه کنترل: جیره پایه (بدون افزودن عصاره)، تیمار یک: جیره پایه + عصاره  به میزان 2/0 درصد ماده خشک مصرفی روزانه و تیمار دو: جیره پایه + 4/0 درصد ماده خشک مصرفی روزانه. ظرفیت آنتی‌اکسیدانی شیر با آزمون DPPH و بار میکروبی شیر با روش کشت در محیط Plate Count Agar و شمارش کلنی‌ها اندازه‌گیری شد.نتایج: نتایج حاصل از آنالیز LC/MS/MS نشان داد که عصاره اتانولی گیاه پنیرک حاوی ۱۱ ترکیب فنولی، ۴ آنتوسیانین و ۷ آلکالوئید است. ترکیبات فنولی شناسایی‌شده شامل اسید گالیک، اسید بنزوئیک، اسید سیرینجیک، اسید ۳،۴‑دی‌متوکسی‌سینامیک، اسید p-کوماریک، میریستیسین، اسید کافئیک، لوتئولین، اسید کلروژنیک و آپیژنین بودند. بیشترین غلظت مربوط به اسید p-کوماریک و اسید ۳،۴‑دی‌متوکسی‌سینامیک بود. آنتوسیانین‌های شناسایی‌شده شامل مالویدین‑۳‑O-گلوکوزید، سیانیدین‑۳‑گلوکوزید، دلفینیدین‑۳‑O-گلوکوزید و سیانیدین‑۳‑روتینوزید بودند. همچنین، آلکالوئیدهایی نظیر تتراندرین و کوکسولین شناسایی شدند که طبق مطالعات پیشین دارای اثرات ضد‌میکروبی و ضد‌التهابی هستند. افزودن عصاره پنیرک به جیره بزهای شیرده موجب افزایش معنی‌دار ظرفیت آنتی‌اکسیدانی شیر نسبت به گروه کنترل شد، به‌طوری‌که بیشترین مقدار در تیمار دریافت‌کننده 4/0 درصد عصاره مشاهده گردید. همچنین، بار میکروبی شیر در تیمارهای حاوی عصاره پنیرک به‌طور معنی‌داری کاهش یافت.نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این مطالعه، عصاره اتانولی گیاه پنیرک غنی از ترکیبات فنولی، آنتوسیانینی و آلکالوئیدی با خواص آنتی‌اکسیدانی و ضد‌میکروبی است. افزودن این عصاره به جیره بزهای نجدی شیرده موجب بهبود ظرفیت آنتی‌اکسیدانی و کاهش بار میکروبی شیر شد. بنابراین، عصاره پنیرک شاید بتواند به‌عنوان یک افزودنی طبیعی مؤثر در تغذیه بزهای شیرده به‌منظور ارتقای کیفیت تغذیه‌ای و بهداشتی شیر مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش فیتوآلکسین‌ها در برهمکنش‌های گیاه-بیمارگر</title>
      <link>https://jrpsm.asnrukh.ac.ir/article_245875.html</link>
      <description> بیمارگرهای گیاهی همواره یکی از مهمترین تهدیدات برای تولید محصولات کشاورزی محسوب می‌شوند و سالانه خسارات قابل توجهی به عملکرد و کیفیت محصولات وارد می‌آورند. در طی تکامل، گیاهان سازوکارهای دفاعی پیچیده‌ای را برای مقابله با این عوامل بیماریزا ایجاد کرده‌اند. یکی از این مکانیسم‌های کلیدی، تولید فیتوآلکسین‌ها است که ترکیبات ضد میکروبی با وزن مولکولی پایین و متابولیت‌های ثانویه اختصاصی گیاه می‌باشند. این ترکیبات در پاسخ به تحریک توسط بیمارگرها، آسیب‌های مکانیکی یا شیمیایی، به مقدار قابل توجهی در سلول‌های سالم مجاور بافت‌های آسیب‌دیده سنتز می‌شوند. ویژگی تجمع این ترکیبات در نواحی آلوده و مهار رشد بیمارگرها، آن‌ها را به عنوان عوامل مؤثر در مقاومت به بیماری معرفی می‌کند. با توجه به چالش‌های ناشی از تغییرات اقلیمی و توسعه واریته‌های خالص کشاورزی، بیماری‌های گیاهی همچنان مانعی جدی بر سر راه افزایش تولید محصول به شمار می‌روند. از این رو، شناخت مسیرهای بیوسنتزی و مکانیسم‌های تنظیمی فیتوآلکسین‌ها، می‌تواند راهگشای رویکردهای نوین در اصلاح گیاهان برای افزایش مقاومت به بیمارگرها باشد. هدف از این مقاله، مروری جامع بر ساختار شیمیایی، مسیرهای بیوسنتز، مکانیسم‌های تنظیم‌کننده و نقش دفاعی فیتوآلکسین‌ها در مقابله با عوامل بیماریزای گیاهی است.  با پیشرفت‌های صورت‌گرفته در شناسایی ژن‌های کدکننده آنزیم‌های کلیدی در مسیر بیوسنتز فیتوآلکسین‌ها، امکان دستکاری بیان این ژن‌ها و همچنین فاکتورهای رونویسی تنظیم‌کننده این مسیرها، به عنوان راهکاری کارآمد برای افزایش تولید فیتوآلکسین و ارتقای مقاومت گیاهان به بیماری‌ها فراهم شده است. این رویکردهای مهندسی ژنتیک و اصلاح مولکولی، پتانسیل بالایی در توسعه ارقام مقاوم به بیمارگرهای گیاهی دارند و می‌توانند به کاهش خسارات ناشی از بیماری‌ها در کشاورزی کمک شایانی نمایند. با این حال، درک عمیق‌تر از شبکه‌های تنظیمی فیتوآلکسین‌ها، برای بهره‌برداری بهینه از این ظرفیت دفاعی در برنامه‌های اصلاحی ضروری به نظر می‌رسد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر شرایط آماده‌سازی نمونه بر کارایی پیش‌تیمار پلاسمای سرد در استخراج ترکیبات زیست‌فعال از مرزنجوش (Origanum vulgare)</title>
      <link>https://jrpsm.asnrukh.ac.ir/article_245877.html</link>
      <description>سابقه و هدف: مرزنجوش (Origanum vulgare) یکی از گیاهان دارویی مهم مربوط به خانواده نعنائیان است که در مناطق مدیترانه‌ای و ایران کشت می‌شود. پیکره رویشی این گیاه حاوی اسانس‌ و ترکیبات فنلی ارزشمند بوده و به دلیل وجود تیمول، کاربرد گسترده‌ای در طب سنتی دارد. استخراج کارآمد و انتخابی ترکیبات فرّار و غیرفرّار از ماتریکس‌های گیاهی همواره با محدودیت‌هایی نظیر تغییر در ترکیب شیمیایی بر اثر حرارت، طولانی بودن فرآیند استخراج، مصرف بالای حلال‌های آلی و احتمال تخریب بیومولکول‌های حساس مواجه است؛ ازاین‌رو توسعه روش‌های سبز و غیرگرمایی با هدف افزایش کارایی استخراج و حفظ فعالیت زیستی ترکیبات، برای صنایع غذایی و دارویی از اهمیت بالایی برخوردار است. پیش‌تیمار پلاسمای سرد به‌عنوان روشی نوظهور در بهبود استخراج ترکیبات زیست‌فعال گیاهان دارویی مطرح می‌باشد و برخی محققین تحقیقاتی را در این زمینه انجام داده‌اند. پژوهش حاضر به‌منظور بررسی تاثیر حالت‌های مختلف آماده‌سازی نمونه در مرحله پیش‌تیمار پلاسما بر استخراج مواد مؤثره از پیکره رویشی مرزنجوش انجام شد. پلاسمای سرد به‌عنوان یک فناوری نوین، توانایی قابل‌توجهی در بهبود فرآیند استخراج ترکیبات زیست‌فعال از گیاهان دارویی نشان داده است؛ به‌طوری‌که از طریق تولید گونه‌های فعال اکسیژن و نیتروژن و القای تغییرات میکروساختاری در دیواره و ماتریکس سلولی، نفوذپذیری بافت افزایش یافته و در نتیجه، نفوذ حلال و آزادسازی متابولیت‌های ثانویه گیاهی با سرعت و کارایی بیشتری انجام می‌گیرد.&#13;
مواد و روشها: این مطالعه در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار و سه تکرار اجرا شد. تیمارها شامل نمونه خشک پودر شده بدون حلال، نمونه خشک پودر نشده بدون حلال، نمونه پودر شده با حلال که قبل از عصاره‌گیری در معرض پیش‌تیمار پلاسما قرار گردند و یک نمونه شاهد که بدون پیش‌تیمار پلاسما بود. در این تحقیق از دستگاه پلاسمای سرد تخلیه دی‌الکتریک (DBD) ساخت کشور ایران (شرکت کاوش یاران، مدل Enhanced Tech-18A) استفاده شد. پس از اعمال تیمارها، عصاره‌گیری با استفاده از متانول ۷۰ درصد با نسبت پنج به یک (حجمی-وزنی حلال به نمونه) به روش خیساندن انجام شد. ارزیابی فعالیت آنتی‌اکسیدانی نمونه‌ها، با استفاده از آزمون مهار کردن رادیکال‌های آزاد با استفاده از  DPPHانجام شد. میزان ترکیبات فنلی کل با استفاده از معرف فولین&amp;amp;ndash;سیوکالتئو انجام شد و نتایج به صورت میلی‌گرم معادل گالیک اسید در هر گرم وزن خشک نمونه اندازه‌گیری شد. تعیین مقادیر فلاون‌ها و فلاونول‌ها و فلاونوئیدها بر اساس روش رنگ سنجی با استفاده از معرف کلرید آلومینیوم انجام شد و از کوئرستین به عنوان استاندارد استفاده گردید. تعیین محتوای تانن کل، با استفاده از روش رنگ‌سنجی مبتنی بر معرف وانیلین ـ اسیدکلریدریک انجام شد و نتایج به‌صورت میلی‌گرم معادل کاتکین در هر گرم وزن خشک نمونه گزارش گردید. مقدار کربوهیدرات کل، بر اساس روش رنگ سنجی با استفاده از معرف آنترون و گلوکز خالص به عنوان استاندارد اندازه‌گیری شد. داده&amp;amp;shy;های بدست آمده از اندازه&amp;amp;shy;گیری صفات مختلف با استفاده از نرم افزار جامپ (JMP) و مقایسه میانگین داده&amp;amp;shy;ها با استفاده از آزمون توکی (Tukey) انجام شد.&#13;
نتایج: نتایج نشان داد نوع آماده‌&amp;amp;shy;سازی نمونه تاثیر معنی&amp;amp;shy;داری بر غلظت بیشتر شاخص&amp;amp;shy;‌های فیتوشیمیایی داشت. تیمار پودر شده همراه با حلال بیشترین فعالیت آنتی‌اکسیدانی (21/79 درصد) و بالاترین مقادیر فلاون‌ها و فلاونول&amp;amp;shy;ها (81/0 میلی&amp;amp;shy;گرم معادل کوئرستین بر گرم نمونه خشک)، ترکیبات فنلی (36/93 میلی&amp;amp;shy;گرم معادل گالیک&amp;amp;shy;اسید بر گرم نمونه خشک) و فلاونوئیدهای کل (37/10 میلی&amp;amp;shy;گرم معادل کوئرستین بر گرم نمونه خشک) را نشان داد؛ درحالی‌که کمترین مقادیر اغلب ترکیبات در نمونه پودر شده بدون حلال مشاهده شد. اضافه کردن حلال باعث افزایش 94/34 درصدی فعالیت آنتی‌اکسیدانی اضافه کردن و افزایش 37/26 درصدی در میزان ترکیبات فنلی عصاره گردید. همچنین بالاترین میزان تانن (80/6 میلی&amp;amp;shy;گرم معادل کاتکین بر گرم نمونه خشک) مربوط به تیمار پودر شده بدون حلال بود. درحالی&amp;amp;shy;که کمترین میزان (41/3 میلی&amp;amp;shy;گرم) مربوط به نمونه پودر شده بدون حلال بود که اختلاف معنی&amp;amp;shy;داری با تیمارهای شاهد و نمونه پودر شده با حلال نداشت. در رابطه با تانن، برخلاف سایر صفات انداره&amp;amp;shy;گیری شده، پودر کردن نمونه&amp;amp;shy;ها بدون اضافه کردن حلال باعث افزایش 41/99 درصدی میزان ترکیبات تاننی گردید. این نتایج بیانگر آن است که پودر شدن همراه با حضور حلال در مرحله پیش‌تیمار پلاسما، آزادسازی و استخراج اغلب متابولیت‌های ثانویه را تقویت می‌کند؛ در حالی‌که پاسخ تانن‌ها به این شرایط متفاوت بود.&#13;
نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش نشان داد که جهت استخراج متابولیت‌های ثانویه موجود در عصاره مرزنجوش مانند ترکیبات فنولی، فلاونوئیدها، ترکیبات تاننی و کربوهیدرات کل، کاربرد پیش‌تیمار پلاسمای سرد و آماده‌سازی نمونه به شکل پودر شده همراه با حلال، مطلوب‌ترین گزینه می‌باشد. این راهکار می‌تواند به‌عنوان یک روش سبز و کارآمد در استخراج عصاره‌های گیاهی با فعالیت زیستی بالا مورد توجه قرار گیرد؛ با این‌حال برای تعمیم نتایج به مقیاس صنعتی، نیاز به بهینه‌سازی دقیق پارامترهای پلاسما و استخراج و بررسی کیفیت و پایداری عصاره وجود دارد. بر اساس یافته‌های حاضر، انتخاب شرایط مناسب آماده‌سازی نمونه در فرایندهای مبتنی بر پلاسما می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در ترکیب و کیفیت عصاره مرزنجوش داشته باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
